خواجه بشیر احمد انصاری
آنچه به نام عاشورای حسینی یاد میشود، جوهر آن را پیامی شکل میداد که در «مقاومت علیه تغلب و زورگویی» خلاصه میگردید. این مناسبت پیش از آنکه قیام و انقلاب باشد، واکنشی بود در جهت اعلان یک موقف سیاسی که ما امروز اهمیت آن را تا مرز حق الیقین -بالاترین مرتبۀ ادراک- احساس میکنیم.
تغَلُّب سیاسی» در تاریخ مسلمانان تنها در دایرۀ سیاست محصور نمانده؛ بلکه مبادی دینی هم از آن آسیب دیدهاند. همزمان با ظهور حزب علی، حزب معاویه و خوارج، تلاش برای استخدام متون دینی در جهت تأیید و یا رد دیدگاههای سیاسی آغاز گردید و با شدت یافتن کشمکشهای داخلی جامعۀ اسلامی، حرکت جعل و تحریف احادیث پیامبر هم شدت یافت که نقش تمامی طرفهای جنگ را نمیتوان انکار کرد.
یکی از میدانهایی که راویان جعل و تحریف در آن جولان کردهاند به عاشورا پیوند دارد. این روز اگر از یکسو با ریختن خون نوادۀ پیامبر که پرچم اصلاح را به شانه میکشید، تاریک و نکبتبار است، گروه دیگری سعی ورزیدهاند تا آن را مبارکترین روز در تاریخ خلقت معرفی کنند.
این دسته از راویان، عاشور را روزی دانستهاند که عرش خدا و آسمانها و زمین و کوهها و ستارگان و لوح و قلم و جبرئیل و فرشتگان و آدم در آن آفریدهشدهاند. به باور آنان اولین روزی که باران فرود آمد آن هم در عاشورا بود. فرود آمدن نوح از کشتی، پیدایش ابراهیم، نجات او از آتش، ارسال فدیه برای نجات اسماعیل، تکیه کردن سلیمان بر تخت سلطنت، بازیابی نور چشم یعقوب، رهایی یوسف از زندان، بیرون شدن یونس از شکم ماهی، نزول تورات بر موسی، عبور موسی از بحر، غرق شدن فرعون، عروج عیسی به آسمان، میلاد پیامبر اسلام، عفو گناهان گذشته و آیندۀ او و دهها حادثۀ بزرگ دیگر در تاریخ آفرینش که همه بار مثبت داشتهاند به عاشورا پیوند دادهشدهاند. آنچه این راویان نخواستهاند آن را بگویند پیروزی یزید و تحکیم سلطۀ میراثی و استبدادی او بوده است.
در مورد روزۀ عاشورا هم مبالغههای جنونآمیزی صورت گرفته و روایتهای نقل گردیده است که گویا ثواب روزۀ عاشورا معادل به ثواب شصت سال روزه، عبادت ده هزار فرشته، اجر هزار تن حاجی، ثواب ده هزار شهید، اجر ساکنان هفتآسمان، ثواب افطار با امت محمد، کفارۀ چهل سال روزهخواری، ثواب روزۀ تمامی عمر و امثال آن ذکر گردیده است. برای خوشی و سرور و پوشیدن لباس نو و سرمه هم ثوابهای سخاوتمندانهای در نظر گرفتهشده و روایتهایی جعل گردیدهاند.
این روایتها در آثار دانشمندانی چون بیهقی و عجلونی و عقیلی و ابن کثیر و سیوطی و ابن تیمیه و ابن حجر و سخاوی و هیثمی و عینی و ذهبی و ابنالجوزی و ملاعلی قاری و شوکانی و دهها محدث و مفسر و فقیه دیگر آمده است. هرچند بیشتر این روایتها نه همۀ آنها، از سوی این دانشمندان و امثالشان غربال گردیده و جعل خوانده شده است؛ ولی پرسشی که به قوت مطرح میگردد، چه کسانی به جعل اینهمه روایتها دست یازیده، چه دستانی در پشت این برنامه قرار داشته و هدف از اعتبار بخشیدن به این روز تا این سطح در چه نهفته بوده است؟
باآنکه بخش بزرگی از روایتها مربوط به عاشورا و فضیلت روزه و خوشی در آن از سوی دانشمندان روایت و درایت نقد و از اعتبار ساقط گردیده است؛ مگر بازهم ما با دستهای از روایتها در این باب روبهروییم که در کتابهای صحاح نقل گردیده و ازنظر نویسندۀ این سطور نیازمند بازخوانیاند.
یکی از این دسته روایتها حدیثی است که امام بخاری از ابن عباس روایت کرده که میگوید هنگام هجرت پیامبر به مدینه، ایشان دیدند که یهودیان روزه میگیرند، پرسیدند به چه مناسبتی روزه میگیرید؟ گفتند: این همان روزی است که خداوند موسی را نجات داد و فرعون و خانواده او را غرق کرد و موسی به خاطر شکران آن روز، روزه میگرفت، پیامبر گفت ما به موسی نزدیکتریم و آن روز را روزه گرفت و دیگران را هم امر کرد تا آن روز را روزهگیرند. مراجعی چون طبرانی در معجم کبیر ، سبکی در المنهاج، حلبی در انسان العیون و گروه دیگری از دانشمندان رسیدن پیامبر به مدینه را همزمان با عاشورای یهودیان دانستهاند.
روایتهای دیگری هم در این باب نقلشده که یکبار روزۀ عاشورا را به یهود نسبت میدهد بار دیگر به نصاری و بار سوم به مردم عصر جاهلی در مکه و امثال آن که باعث بگومگوهای فراوانی گردیده است و ما در اینجا به آن نمیپردازیم.
پرسشی که در این باب مطرح میکنیم این است، روزی که پیامبر اسلام وارد مدینه شد کدام روز بود و آن روزی را که یهودیان روزه میگرفتند و هنوز هم میگیرند کدام روز بوده و آیا راستی هم این روز، سالروز هلاکت فرعون بوده است؟
در اینجا قابلذکر میدانم، اگر حدیثی در بخاری و یا مسلم و یا بقیه کتب صحاح آمده باشد نمیتوان ادعا کرد که صحت و درستی آن حدیث و یا تمامی محتوای آن صد در صد بیمه شده است.
خداوند ابوالفرج جوزی را بیامرزد که میگفت: «اگر دیدید که گروهی از راویان ثقه گردآمده و گفتند شتری را دیدند که از سوراخ سوزن عبور کرد، در چنین حالتی نه صدق و امانت آنان در نقل این خبر برای ما مهم است و نه ثقه بودنشان تأثیری بالای این سخن [غیرمعقول] آنان خواهد داشت، چون از چیزی غیرممکن سخن به میان آوردهاند. پس هر حدیثی را دیدید که باعقل در تعارض است و یا با اصول منافات دارد، پس بدانید که روایتی است ساختگی و درزمینۀ اعتباربخشی به آن روایت خویشتن را زحمت مدهید.»
پیش از اینکه به اصل مسئله بپردازیم توضیح این مسئله نهایت ضروری است که یهودیان دارای چندین مناسبت سالانۀ دینیاند که یکی آن روزی است که باید روزه بگیرند و آن را «یوم کیپور» و «روزۀ غفران» نامند که در دهم ماه اول تقویمشان که «تشری» نام دارد برگزار میگردد.
یوم کیپور یا روزۀ یوم غفران یهودیان از مهمترین و مشهورترین و مقدسترین روزههای آنان است و این تنها روزهای است که در تورات از آن یادشده، آن روز را روز مقدس و آن روزه را روزه بزرگ مینامند. یهودیان سالشان را از «تشری» شروع میکنند و ده روز نخست آن را به توبه تخصیص میدهند و روز دهم آن را روزه میگیرند؛ روزهای که 25 ساعت و یا بیشتر ادامه مییابد. این همان روزی است که موسی علیهالسلام با الواح خویش از کوه طور فرود آمد و خداوند گناه یهودیان را بخشید. قربانی کردن نیز جزو احکام اصلی این روز به شمار میرود که امروز یهودیان کمتر به آن عمل میکنند.
یوم کیپور در پهلوی ابعاد دینی، مقدس و توراتیاش، بُعد سیاسی و تاریخی هم داشته است و آن اینکه در سال 586 پیش از میلاد، بُختُنَّصر پادشاه بابل در همین روز بر بیتالمقدس یورش برد و آن را به آتش کشید. یهودیان شش روز را در سال روزه میگیرند که همۀ آن روزها یادآور حوادث دردآور و خونین تاریخ این قوم به شمار رفته و با نوحه و عزا و ماتم همراه و هماهنگ است.
در یوم کیپور کارهای دنیایی توقف مییابد، موترها از سیر میمانند، خوردن و نوشیدن و حمام گرفتن و استعمال عطر و قلم و افروختن آتش همه و همه نباید صورت گیرند. گذرگاههای بحری و بری و هوایی و دفاتر دولتی و خصوصی و مکاتب و دانشگاهها و رادیو و تلویزیون همه متوقف میشوند. سکوت و سکون مطلق تمامی نهادهای دولتی در این روز سبب گردیده بود که انور السادات رئیس جمهور مصر در جنگ سال 1973 م همین روز را برای هجوم و عبور از کانال سویس انتخاب کند و دهها هزار سرباز مصری و سوری از مرز گذشته و اسرائیل را غافلگیر کنند.
روز دیگری که به نجات حضرت موسی و هلاک فرعون پیوند دارد، روزی است که به نام جشن «فصح، Passover پِسَح یا فطیر» یاد میشود که از آن در اواخر مارچ و اوایل اپریل -مقارن نوروز ما- تجلیل میکنند. تورات هم در سفر خروج، اصحاح 12، آیت 18 از این روز یاد کرده است.
پرسشی که مطرح میشود، عاشورایی که در روایتها آمده با کدام عید یهودیان تطابق داشته است؟ در اثر تفاوت تقویمهای عربی و یهودی، دانستن عاشورای یهودیان برای مسلمانان کار سادهای نبود، چون این مناسبت از یک سال تا سال دیگر تفاوت میکرد و در گردش میبود.
از همین لحاظ میبینیم که طبرانی و هیثمی روایت میکنند که مردم برای دانستن تاریخ دقیق آن نزد یکی از یهودیان میرفتند و زمانی که آن یهودی وفات کرد نزد زید بن ثابت میآمدند! بههرحال، برای پاسخ به این پرسش باید به سراغ اهل تخصص رفت.
کتابهای تخصصیای که در این باب باید بدان اعتماد کرد یکی مربوط به محمود پاشا الفلکی میشود. او میگوید: پیش از همه باید پرسید که هدف از عاشورا چیست؟ اگر هدف از آن دهم محرم بوده است، این را همه میدانیم که هجرت پیامبر در ربیعالاول صورت گرفته نه در محرم… چون حساب ماه نزد یهودیان بر مبنای مهتاب بود و حساب سال بر اساس آفتاب، از همینجا دانستن دقیق روز عاشورای یهودی که در آن روزه میگرفتند برای فهم این تقویم پیچیده و موقعیت روز عاشورا در آن ضروری به نظر میآید.
همانطوری که البیرونی میگوید: دهم هرماهی را میشود عاشورا نامید چون از «عشره» گرفته شده است و عاشورای موردنظر این حدیث دهم ماه «تشری» یهودیان بوده است. تشری ماه اول تقویم یهودیان است همانطوری که محرم، ماه اول تقویم مسلمانان است. یهودیان این روز را خیلی گرامی میدارند و در آن روزه میگیرند و تورات آن روزه را واجب دانسته و قوم یهود تا امروز به آن پابند بودهاند.
سیرهنویسان در باب روز ورود پیامبر اکرم به مدینه اختلافنظر داشتهاند؛ گروهی آن را دوم ربیعالاول، دستهای هشتم و شمار دیگری دوازدهم ربیعالاول خواندهاند. به نظر ما ورود پیامبر به شهر مدینه در هشتم ربیعالاول بوده است که مصادف به بیستم سپتامبر سال 622 م میشود و آن روز دهم تشری سال 4383 تقویم یهودی بود که یهودیان آن را روزه میگیرند.
این در حالی است که روز غرق فرعون و نجات موسی مربوط به روز و ماه دیگری میشد که آن روز در هفتم عید فصح یهودیان واقع بوده و مصادف به 23 رمضان سال اول هجری میشد.
محمود پاشا به این باور نیست که حدیث ابن عباس درست نبوده است؛ بلکه فکر میکند که ابن عباس هر آن چیزی را که از کدام یهودی بیخبر از کتاب و شریعت خودشان شنیده، روایت کرده است که حذف حکایت هلاک فرعون و نجات موسی در احادیث معتبر دیگر مربوط به عاشورا مؤید ادعای اوست.
یکی از نمونههایی که محمود پاشا به آن اشارهکرده، روایت ابوموسی اشعری است که از هلاک فرعون یادی نکرده است. حدیث دیگری از ابن عباس در مسلم آمده که آنجا هم یادی از فرعون و موسی نگردیده است.
اما البیرونی مینویسد: «این حدیث درست نیست چون تحقیق و پژوهش بر عدم صحت آن گواهی میدهند. اول محرم سالی که پیامبر هجرت کرد مصادف به روز جمعه، شانزدهم جولای سال 933 اسکندری بود و سال یهودیان هنگام هجرت در 12 سپتامبر سال اسکندری و مطابق با 29 صفر سال هجری آغاز گردید. از همین رو میتوان گفت که وصول پیامبر به مدینه یک روز پیش از عاشورای یهودیان بوده است.
حال آنکه عاشورای یهودیان، چندین سال پیش از هجرت و بیستوچند سال بعد از هجرت پیامبر به مدینه با ماه محرم تطابق میکرد.
پس بر مبنای آنچه گفتیم، چطور میشود ادعا کرد که پیامبر روز عاشورای یهودیان را در آن سال روزه گرفته است. آنچه در پیوند به توافق دهم محرم با عاشورای یهودیان گفتهاند درهرصورت محال به نظر میآید.»
البیرونی میافزاید: چون تشری ماه اول یهودیان بود و محرم ماه اول مسلمانان و روزۀ یوم کیپور دردهم ماه اول آنان «تشری» واقع میشد، مسلمانان هم آن را در دهم ماه اول خویش تجلیل کردند.
البیرونی همچنان اضافه میکند: «اما اینکه بگوییم خداوند فرعون را در همان روز غرق کرد، تورات عکس آن را میگوید، چون غرق شدن او در روزهای عید فصح یهودیان صورت گرفت… که مصادف به 23 رمضان سالی بود که پیامبر به مدینه هجرت کرده بود. پس دلیلی در باب آنچه ادعا کردهاند وجود ندارد.»
نویسندۀ کتاب «ماههای عربی و موقعیت آنها در فصول طبیعی» هم به این باور بوده که هنگام هجرت مسلمانان به مدینه، یهودیان آن شهر همین روز یوم کیپور «روزۀ غفران» را روزه میگرفتند.
در پهلوی روزۀ مهم «یوم کیپور» که تورات به آن تصریح داشته و مهمترین روز در دیانت یهودی به شمار میرود، آنان چند روز دیگر را هم روزه میگیرند که اهمیت فراوانی نداشته و تنها به خاطر اِحیای خاطرات تاریخی این قوم در نظر گرفتهشده است.
یکی از این سالروزها ویرانی معبد سلیمان پیامبر است، دیگرش «جدالیا» نام دارد که سالروزی است برای احیای خاطرۀ اعدام والی بیتالمقدس هنگام ویرانی معبد، سالروز دیگرشان به ویرانی دیوارهای بیتالمقدس پیوند دارد و مناسبت دیگر ایشان «ایستر» است که در سالروز نجات یهود از کشتار هامان وزیر امپراتوری هخامنشیان تجلیل میگردد. نکتۀ قابلذکر اینکه هلاک فرعون و نجات موسی جزء هیچ یکی از این خاطرات تاریخی یهودیان نیست که برایش روزهگیرند.
پافشاری راویان احادیث ضعیف و ساختگی بر اهمیت بیشازحد روزۀ عاشورا و این روز را آغاز پیدایش تمامی خلیقه و منبع تمامی خوشیها در تاریخ دانستن علامۀ سوالیۀ بزرگی پیشروی این روایتها میگذارد.
این روایتها جامعۀ اسلامی را به دو صف تقسیم میکنند، در یک صف مردمی به خاطر بزرگداشت از شهادت مظلومانۀ نوادۀ پیامبر عزادارند و در صف دیگر گروهی با چشمان سرمهشده سالروز نابودی فرعون را جشن میگیرند.
بازخوانی یک روایت به معنای واردکردن اتهام به راویان بزرگ آن نبوده و نیست؛ بلکه کوششیاست در جهت برملا ساختن ابعاد گوناگون آن روایت و سنجش آن در میزان درایت و عقل و حقایق انکارناپذیر تاریخی وبالآخره ضعفها و محدودیتهای سرشت انسانی.
پیوند دادن غرق شدن فرعون و نجات حضرت موسی، تصویری میسازد که یزید در مسند موسی قرار میگیرد و حسین در کرسی فرعون. این صحنهسازی لفونشری را در روان انسان خلق میکند که میگوید: همانطوری که تقدیر بر ناکامی فرعون رفته بود، حسین هم شکست خورد و از سوی دیگر همانطوری که موسی نجات یافت، یزید هم پیروز گردید. خواننده اگر بخواهد و یا نخواهد چنین انطباعی در لاشعور او ایجاد میگردد.
میگویند در عصر شاهی نویسندهای کتابی نوشته بود و آن را به شخصی نسبت داده بود که قرنها پیش میزیست. یک پژوهشگر منصف در آنسوی خط دیورند هنگام تحقیق روی تاریخ تحریر کتاب که جمعه 16 جمادی الثانی 1141 ه. ق درج شده بود، دریافته بود که ۱۶ جمادی الثانی 1141 ه. ق روز دوشنبه بوده است نه روز جمعه.
برای سنجش روایتها هم میشود به مِتُد ریاضی و فلکی اتکا کرد که معقولتر، صریحتر و قاطعتر از آن نمیتوان یافت.
ازآنچه گفتیم به این نتیجه میرسیم که یگانه روزهای که در تورات ذکرشده، شریعت یهودیان آن را واجب دانسته، تمامی یهودیان به آن معتقد بوده و تا امروز به آن پابند بودهاند، روزۀ یوم کیپور و یا عید غفران آنان است. این روزه در روز دهم ماه اول تقویمشان گرفته میشود و واژۀ عاشورا از همینجا نشأت میکند. از سوی دیگر این روز با رسیدن پیامبر اسلام به مدینه نیز مطابقت داشته است.
خلاصۀ سخن، عاشورای دهم محرم با این روز پیوند داشته نه با عید فصح و غرق شدن فرعون و لشکر و خانوادۀ او. یهودیان جشن غرق شدن فرعون را برای هفت روز تجلیل میکنند که روز نخست آن در وسط ماه نیسان تقویم یهودی قرار دارد؛ به این مفهوم که عاشورایی در این جشن در کار نیست. روزی که فرعون غرق گردید و موسی نجات یافت غیرازآن روزی بوده که یهودیان مدینه مقارن هجرت پیامبر آن را روزه گرفته بودند و سالروز غرق فرعون و نجات موسی در 23 رمضان همان سال اول هجری تجلیل میگردید؛ تجلیلی که روزه شرط آن نبوده است.
آنچه به اندیشۀ تغلب در فرهنگ ما مشروعیت بخشیده ایجاد چنین ذهنیتسازیهایی بوده است که باید در جهت توضیح و تبیین آن کوشید. این جهاد اکبر ماست!