متن سخنرانی خواجه بشیر احمد انصاری در جامعۀ اسلامی افغانهای کانادا در شهر تورنتو:
عنوان “زیست اخلاقی در آئینه اخلاقی محمدی” که از سوی متصدیان امور بر این کنفرانس گذاشته شده است بیانگر درکی عمیق از بحرانی است که مادر بحرانهای اجتماعی بوده و تمدن معاصر بشر را تهدید می نماید. این بحران اگر در جوامع اسلامی شدیدتر از نقاط دیگر جهان نباشد کمتر از آن نخواهد بود.
انقلابی را که پیامبر اسلام برپا نمود در درجه اول یک انقلاب اخلاقی بود که تحولی در درون انسان آن زمان ایجاد نموده، هسته ذات و هویت او را دگرگون ساخته و توانایی های انسانی او را رها نمود. ایمانی را که پیامبر تبلیغ می نمود در روح، نفس، قلب و مغز انسان آن جامعه انقلابی آفرید؛ انقلابی که طرح تمدنی را ریخت و تمدنی که بر اصولپایه های اخلاقی استوار بود. این انقلاب هم در عمق و هم در پهنای خویش یک معجزه بود.
خدایی را محمد «ص» به او ایمان داشت دارای صفات زیبایی بود که هر صفتی پایه ای از پایه های اخلاق را در نهاد انسان اساس می گذاشت. اخلاق اسلامی چیزی جز بازتاب صفات خداوند در زمین نیست، صفاتی چون رحمان و رحیم و سلام و مومن و خالق و حکیم و روف و وهاب و رزاق و فتاح و علیم و عدل و لطیف و شکور و جلیل و کریم و مجیب و ودود و مجید و واجد و ماجد و بر و تواب و رافع و غفور و حلیم. از همین لحاظ بود که پیامبر گفت: “تخلقوا باخلاق الله” یعنی: اخلاقی خدایی پیشه کنید.
رسالت پیامبر انقلابی در عرصه مفاهیم اخلاقی بود. زمانی که پیامبر مبعوث شد روابط افراد جامعه او بر مبنای شعار «انصر اخاک ظالما او مظلوما» استوار بود، شعاری که می گفت: برادرت را یاری کن چه او ظالم باشد و یا مظلوم، ولی پیامبر این قاعده را دگرگون نموده و فرمود که برادرت را اگر ظالم بود و یا مظلوم یاری کن. پرسیدند: ظالم را چگونه می توان یاری نمود؟ پیامبر فرمود: هرگاه دست او را از ظلم گرفتی او را کمک نموده ای. در آن جامعه انسان قوی به کسی گفته می شد که دارای عضلاتی قوی بود، اما پیامبر اسلام فرمود: «انما القوی لیس بالصرعه ولکن القوی من مسک نفسه عند الغضب» یعنی: انسان قوی کسی است که خشم خویش را در کنترول داشته است نه کسی که در پهلوانی غالب آید. پیامبر همچنان فرمود که مفلس کسی نیست که پول ندارد، بلکه مفلس کسی است که در روز قیامت آمده و نماز و روزه و زکات خویش را تقدیم می دارد و چون مردم را دشنام داده، مردم را تهمت بسته، خون مردم را ریخته و مال مردم را خورده است، از اعمال نیکوی او برداشته شده و به کسانی داده می شود که مورد آزار او قرار گرفته اند، تا آنکه چیزی برایش نمانده و مفلس می ماند.
اهمیت اخلاق در اسلام از ریشه لغوی این واژه نمایان می باشد. راغب اصفهانی در مفردات خویش می گوید که خلق «به فتح خاء» که به معنی آفرینش آمده و خلق «به ضم خاء» که به مفهوم اخلاق آمده است از یک ریشه لغوی بوده اند. و یا به عبارت دیگر، خَلق هاردویر و یا «سخت افزار» و خُلق سافت ویر و یا «نرم افزار» انسان را گویند. ابن منظور در لسان العرب خویش اخلاق را (صورة الانسان الباطنة)، یعنی «شکل باطنی انسان» می داند.
اخلاق، شناسنامه پیامبر اسلام و دین و تمدن اسلامی است. زمانی که خدا پیامبرش را معرفی می نماید می فرماید: «انک لعلی خلق عظیم» یعنی «تو دارای اخلاقی بزرگ هستی». در اینجا می بینیم که خداوند نمی گوید تو دارای فقه بزرگ و یا فلسفه و علم و سیاست و اداره بزرگ هستی. پیامبر هم که شناسنامه رسالت خویش را در پیش ما می گذارد می گوید: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» یعنی من آمده ام تا بزرگمنشی های اخلاقی را به پایه کمال برسانم. در اینجا باز هم می بینیم که او نمی گوید من آمده ام تا مبادی اقتصاد و فلسفه و شعر و فقه و عقیده و سیاست و حکم را به پایه اکمال برسانم بلکه تنها بر اخلاق اشاره نموده و از واژه «انما» که «اداة حصر» است در جهت رساندن مفهوم رسالت خویش استفاده می نماید.
اخلاق، بیانگر هویت اسلامی در عرصه روابط بین الدول به حساب می آمد. زمانی که جعفر فرزند ابو طالب در برابر نجاشی پادشاه حبشه قرار گرفت جامعه اسلامی و پیامبر آن را چنین معرفی نمود: ما اهل جاهلیت بودیم، مردار می خوردیم، صله رحم را مراعت نمی نمودیم، به فحشا دست می یازیدیم، حقوق همسایه را مراعت نمی کردیم، قوی ما بر ضعیف ستم می نمود، تا آنکه مردی راستگو و امانتدار و پاکدامن در میان ما مبعوث شد و از ما خواست تا راستگو باشیم، امانتدار باشیم، صله رحم داشته باشیم، خون همدیگر را مریزیم، سخن بد نگوییم، مال یتیم را نخوریم، و به زنان تهمت مبندیم.
آنچه به نام «پنج بنای مسلمانی» هم شناخته می شود دارای رابطه تنگاتنگی با اخلاق است. پیامبر اسلام می فرماید: اکمل المومنین ایمانا احسنهم خلقا. یعنی: ایمان آن عده مومنان کامل است که دارای اخلاق نیکو اند. و در باره نماز قرآن خود می فرماید: ان الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر. به این معنی که نماز هم از فحشاء و هم از منکرات منع می نماید. در باره زکات قرآن کریم می فرماید: خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها. یعنی: از اموال ایشان زکات بگیر تا آنکه آنها تطهیر و تزکیه شوند. در باره روزه پیامبر اسلام می فرماید: من لم یدع قول الزور والعمل به فلیس لله حاجه فی ان یدع طعامه و شرابه. یعنی: کسی که سخن دروغ و عمل به آن را کنار نگذارد خداوند به عدم خوردن و عدم نوشیدن او نیازی ندارد. و در باره حج آیت 197 سوره بقره می گوید: فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحج. یعنی: نه آمیزش جنسی و نه هم گناه و مجادله در حج جایز است.
آثاری که در زمینه حکومتداری و مدیریت از سوی اندیشمندان نگاشته می شد توجه به اخلاق داشت که می توان از اخلاق ناصری، اخلاق منصوری، اخلاق جلالی، اخلاق جمالی، اخلاق محسنی و اخلاق ابن مسکویه به عنوان نمونه نام برد.
اخلاق از ارمغانهای گرانسنگ تمدن اسلامی به غرب بود. نویسنده کتاب «صلاح الدین و سقوط مملکت بیت المقدس» معتفد است که شهامت، بزرگواری، گذشت، جوانمردی، همسایه داری، مهمان نوازی، تکافل اجتماعی، وفا به عهد و اخلاق جنگی از ارمغانهایی بود که سپاهیان جنگهای صلیبی به غرب بردند.
تمدن معاصر بشر در حالی که قدمهای بزرگی در مسیر ساینس برداشته است، در عرصه اخلاق پیشرفت چندانی نداشته است. آرنولد تواینبی و عبدالرحمن بن خلدون معتقد اند که سقوط اخلاق سقوط تمدن را در قفا دارد. دین که به گفته دورکهایم پیوند محکمی با اخلاق دارد می تواند راه حلی برای بحرانهای اخلاقی جوامع انسانی پیشنهاد نماید. پروفیسور هانس کونگ، که کشیشی سویسی است، دوری سیاست و اقتصاد و روابط بین الدول را از اخلاق، فاجعه زمان دانسته و معتقد است که اسلام نقش مهمی در نجات بشریت از این بحران داشته و راه حلها و متود های خودش را دارد.
اخلاق که حد اقل آن را قانون می نامند معیاری خواهد شد که درجه پیشرفت جوامع متمدن بشری را با سنگ آن خواهند سنجید. پرسش اینست که آیا مسلمانان آماده چنین چلینجی اند؟
در پایان از خداوند می خواهیم که به ما توفیق دهد تا اخلاق را از کسی آموزیم که ادب از حضرت خدا آموخت.
پروردگارا! ما را توان ده تا پیش از ادعاهای بلند بالای دینی، پیش پا افتاده ترین مبادی اخلاقی را در رفتار روزانه خود مراعات نماییم.
خداوندا! انسان تمدن ما را که امسال به مریخ دست دراز نمود توفیقی ده تا قدمی به سوی سرزمین دل و روان خودش بگذارد و قبل از آنکه به آسمان پا گذارد امور خانه خاکی زمین خود ما را نکو ساخته و سامان دهد. خانه ای که ماجراجوییهای کودکان طماع وگستاخ آن به لایه ازون آن چنان آسیب رسانیده اند که شاید روزی سقف آن بروی ساکنان بیچاره و بیدفاع آن فرود آید.
خدایا! ما به کلام تو ایمان داریم وبه امر تو منقادیم آنجا که می فرمایی: وَلا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ، «در زمین فساد مجوی که خدا فساد گران را دوست نمی دارد»، امروز قلمرو اولیای تو را در رأس لست جوامع فاسد دنیا قرار داده اند و سرزمین مولانا و ابوحنیفه وسنائی را خاکدان جهل و لانه زاغ و زغن نموده اند.
خدایا! مولانای ما که به دنیا عشق و مدارا می بخشید امروز همان سرزمین به دنیا خون و آتش و تعصب جهالت می فرستد. وابن سینا که دوا می ساخت و درمان می آفرید سرزمین او سبد زهر و تریاک دنیا شده است. خدایا! ما را بیشتر از این بی آبرو مساز.